آب برای فیل ها اثر سارا گرون

چه خواندن لذت بخش! کتاب «آب برای فیل ها» باید یکی از بهترین خوانش ها برای کسانی باشد که حیوانات، سیرک ها، و داستانی بسیار روان را دوست دارند. کار کردن در سیرک یا برای آن، به خصوص در سال های گذشته، باید یکی از طاقت فرساترین و سخت ترین شغل ها باشد. سارا گرون خواننده را وادار می کند بوی سیرک را استشمام کند، غذاهای میان راه را بچشد و در حین سرگرمی با حیوانات در رینگ باشد. من از نوجوانی به سیرک نرفته ام، یعنی سال ها پیش. آب برای فیل ها مرا به آن روزها بازگرداند و چیزهایی را که می دیدم و بو می دیدم یادآوری می کرد.

خانواده او یاکوب یانکوفسکی را در خانه ای برای افراد مسن قرار دادند زیرا هیچ یک از آنها نمی خواستند “ناچار” از او مراقبت کنند. غم انگیز اما واقعی یعقوب مطمئن نیست که نود یا نود و سه سال دارد. او فقط می داند که سن او تقریباً در این محدوده است. یعقوب از پیرمردهای دیگر خانه متنفر است، از غذا متنفر است و از پرستارانی که با او طوری رفتار می کنند که او نمی داند چه می کند یا چه می گوید متنفر است. این زندگی برای یاکوب یانکوفسکی نیست!

داستان به زمانی برمی گردد که جیکوب در کالج کرنل مشغول تحصیل برای دامپزشکی بود. او در مورد زنان خجالتی بود. نمی خواستم از نظر اجتماعی با آنها کاری نداشته باشم. یعقوب فکر می کرد که باید مسن ترین باکره مرد دنیا باشد. یعقوب در مدرسه خوب پیش می رود تا اینکه یک روز او را از کلاس فراخواندند و به او گفتند که هر دو والدینش در یک تصادف رانندگی کشته شده اند. یعقوب البته از نظر روحی و جسمی له شده بود. این نمی تواند برای او اتفاق بیفتد. پدر و مادرش هزینه تحصیل او را در دانشگاه پرداخت می کردند، بنابراین او فکر کرد که می تواند با هر آنچه که والدینش از او می گذارند به تحصیل ادامه دهد. پدرش نیز یک دامپزشک بود و از یک کار خوب برخوردار بود. وقتی به او گفتند که تمام اموالی که پدر و مادرش دارند به دلیل نداشتن بودجه برای پرداخت صورتحساب، ژاکوب از خودش دور بود. معلوم می‌شود که پدرش با مشتریانش مبادله می‌کرده است، زیرا آنها به او جوجه، تخم‌مرغ، حیوان یا هر چیز دیگری که داشتند می‌دادند، اما نه پول.

این امر یعقوب را چنان ناراحت کرد که او فقط راه افتاد و راه افتاد تا اینکه به ریل ریلی رسید که قطاری در آن حرکت می کرد و او قرار بود بدون توجه به اینکه کجا می رفت از روی آن بپرد. بدین ترتیب جیکوب زندگی سیرک خود را زمانی آغاز کرد که از آن قطار پرید و با دیگر بازیگران سیرک و رستابوت ها آشنا شد. او نمی دانست چه چیزی در پیش است. ورود او به زندگی سیرک دشوار بود، زیرا سیرک دوست ندارد روبوس های جوان در اطراف افراد با تجربه سیرک باشند. وقتی فهمیدند او “تقریبا” یک دامپزشک است، خوشحال شدند، زیرا کسی را نداشتند که از حیوانات مراقبت کند. این به جیکوب بلیط زندگی سیرک داد.

همانطور که در ابتدا گفتم، نویسنده این احساس را به شما القا می کند که انگار در گروه سیرک هستید، زیرا آنها چادرهایشان را برافراشتند، نمایش هایشان را انجام دادند، غذای موجود را خوردند، وقتی پول وجود داشت دستمزد دریافت کردند، وقتی یک یا چند نفر از قانون فرار کردند. سیرک با قانون یا مقامات محلی مشکلی ایجاد کرد، با قطار سیرک سفر کردند و هرگز نمی دانستند که سرانجام به کجا می رسند، با صاحب سیرک و مدیریت ارشد که اکثر کمک ها را مانند خاک می دانستند، مدارا کردند.

البته در این کتاب مطالب زیادی در مورد زندگی شخصی کارکنان و صاحبان سیرک وجود داشت. همچنین چگونه سیرک حیوانات و تجهیزات بیشتری را به صورت قانونی یا غیر قانونی به دست آورده است. این یک چشم باز برای هر کسی است که بخواند. جای تعجب است که چگونه این سیرک نشینان در آن روزهای سفر و زندگی در چنین وجود نامعلومی وجود داشتند.

داستان گاهی اوقات به یعقوب در خانه ای که در آن بسیار ناراضی است برمی گردد. سیرک به شهر می‌آید و درست در کنار خانه راه‌اندازی می‌کند و جیکوب را بسیار هیجان زده می‌کند که اینقدر به سیرک نزدیک است، حتی اگر این سیرک از آنهایی نیست که در جوانی کار می‌کرد. روزها به آرامی می گذشت که او منتظر بود تا خانواده اش بیایند و او را به دیدار بزرگ خود به قله بزرگ ببرند.

من شک دارم که کسی بتواند این کتاب را بخواند بدون اینکه درک کاملی از آن روزهای سیرک قدیمی و معنای آنها برای مردمی که آن زندگی سخت را انجام داده اند را درک کند. می دانید که سارا گرون در تحقیق خود برای آب برای فیل ها زمان و تلاش زیادی صرف کرد. از این کتاب لذت خواهید برد این شما را سرگرم می کند و در عین حال شما را آموزش می دهد.