رهبری شجاع – پرتره ای از دیتریش بونهوفر

تاریخ اغلب افراد اشتباه را تجلیل می کند و در عین حال اعمال شجاعانه مردم عادی را نادیده می گیرد. رهبران اجتماعی، سیاسی و مذهبی از طریق ارعاب، ادراک را کنترل می‌کنند و داستان‌هایی را که در خدمت برنامه‌هایشان هستند، تداوم می‌بخشند. تعداد کمی از مردم تا به حال به اندازه دیتریش بونهوفر در آلمان نازی ترسیده اند (یکی از دوازده مانع برای رهبری شجاعانه).

دیتریش که کشیش و الهی‌دان آلمانی بود، یکی از اولین آلمانی‌هایی بود که در زمان به قدرت رسیدن آدولف هیتلر با او مخالفت کرد و آشکارا از یهودیان حمایت کرد. زندگی او نمونه‌ای از شجاعت ریشه‌دار در مواجهه با ارعاب اجتماعی، سیاسی و مذهبی بود، اما به جای تسلیم در برابر تهدیدها، او عملاً به تنهایی ایستاد و خواستار مقاومت کلیسا در برابر آزار و اذیت یهودیان شد. دیتریش که محکم در قلب و شجاعت خود متمرکز شده بود، توانست “پروژه سخت” (یکی از دوازده اقدام شجاعانه) را انجام دهد. این نوع رهبری شجاعانه منعکس کننده سطح بالایی از هوش معنوی (SQ) هوشیاری شجاعت است.

دیتریش، متولد 4 فوریه 1906، با هفت فرزند دیگر از خانواده ای تحصیل کرده، غیر متدین، اما فعال سیاسی به دنیا آمد. در 14 سالگی، دیتریش به خانواده خود گفت که کشیش خواهد شد. با توجه به اینکه خانواده بونهوفر به ندرت به کلیسا می رفتند، خانواده او از این اعلامیه کاملا متحیر شدند، اما این انتخابات سرنوشت دیتریش را تضمین کرد.

دیتریش با استعداد، که در سال 1924 با درجه ممتاز از دانشگاه برلین فارغ التحصیل شد، در سال 1930 با بورسیه تدریس به نیویورک رفت و در آنجا با سبک دلی دانشجویان الهیات آمریکایی شکل گرفت (“اینجا الهیات وجود ندارد.” و کلیساها و خوانندگان انجیل سیاه پوست در هارلم، که بی‌عدالتی‌های اقلیت‌ها و ناتوانی کلیسا در حمایت از شمول را برای او به ارمغان آورد. هیتلر در ژانویه 1933 صدراعظم رایش شد. دو روز بعد، دیتریش رادیویی را پخش کرد که در آن به هیتلر حمله کرد و به آلمان هشدار داد که به فرقه بت پرستانه پیشوا، که ممکن است به خوبی معلوم شود که یک اغواگر است، فرو نرود. سخنرانی او در وسط جمله قطع شد.

در سپتامبر، کلیسای انجیلی آلمان سیاست‌های نژادپرستانه نازی‌ها را در پیش گرفت و دیتریش را بر آن داشت تا مأموریت خود را در لندن بپذیرد. او از لندن مخالفت خود را با جنبش مسیحی آلمان و تلاش های آن برای گنجاندن نژادپرستی نازی در انجیل مسیحی جمع کرد. “مبارزه بین کلیسای ملی (که از هیتلر حمایت می کرد) و کلیسای “مدعی” بود، به این دلیل که ادعا می کرد فقط یک رهبر یا رهبر برای مسیحیان وجود دارد و آن هیتلر نبود.” حتی پس از اینکه اسقف کلیسا مسئول امور خارجی به لندن سفر کرد و به دیتریش هشدار داد که در هیچ فعالیتی که مستقیماً توسط برلین مجاز نیست شرکت نکند، کشیش جوان نپذیرفت. او این پروژه دشوار را انجام داد و زمانی که کلیسای اعتراف به یهودیان کمک کرد تقریباً تنها بود. در سال 1935 دیتریش این فرصت را به دست آورد که نزد مهاتما گاندی تحصیل کند، اما تصمیم گرفت به آلمان بازگردد تا یک مدرسه علمیه زیرزمینی را برای آموزش وزرای حرفه ای رهبری کند. با افزایش ظلم نازی ها بر کلیسای اعتراف، مجوز تدریس دیتریش در سال 1936 لغو شد، اما اوج تهدید و ارعاب گشتاپو او را از ریسک کردن برای ابراز عقاید جسورانه خود باز نداشت.

در سال 1939، دیتریش به نیویورک بازگشت، اما به زودی با آخرین کشتی که قبل از شروع جنگ جهانی دوم به راه انداخته بود، به خانه بازگشت. او همچنین به پروژه دشوار دیگری دست زد. او یک مامور اطلاعات نظامی شد و اطلاعاتی را در اختیار ماموران متفقین قرار داد تا بتواند هیتلر را ترور کند. دیتریش سرانجام در 5 آوریل 1943 دستگیر شد و تقریباً دو سال به عنوان جاسوس در زیر شکنجه و بازجویی های وحشیانه زندانی شد. دیتریش در طول دوران حبس خود با نگهبانان زندان دوست شد که کتاب هایی حاوی ارتباطات رمزگذاری شده از خانواده و نامزدش برای او آوردند. او همچنین شروع به نوشتن اخلاق کرد که بیانی شیوا از باورهای جسورانه او بود. نگهبانان زندان آنقدر دلسوز بودند که حتی یکی از آنها به او کمک کرد تا فرار کند، اما دیتریش تصمیم گرفت که نامزد نشود، زیرا می دانست که اعضای خانواده زندانی اش با مجازات نازی ها مواجه خواهند شد.

تا آوریل 1945، هیتلر از پانزده سوءقصد جان سالم به در برده بود، برلین کاملاً ویران شده بود و آلمانی‌ها می‌دانستند که جنگ را باخته‌اند. به دستور کشتن مخالفان، یکی از گروه های ویژه هیتلر در فلوسنبورگ دیتریش را برهنه کرد و او را برهنه کرد. کشیش شجاع تنها 39 سال داشت. سه هفته بعد، هیتلر خودکشی کرد و سربازان آمریکایی فلوسنبورگ را آزاد کردند. پس از مرگ او، کار دیتریش به طور فزاینده ای تأثیرگذار شد زیرا بسیاری از چهره های جنبش حقوق مدنی و جهان گرایی بین المللی، مانند مارتین لوتر کینگ جونیور و اسقف اعظم دزموند توتو، کارهای اخلاقی او را دنبال کردند. دیتریش شجاعانه در برابر ارعاب ایستاد و همیشه برای مقابله با پروژه های فوق العاده دشوار قدم برداشت.