قطعنامه های سال نو

سال نو نزدیک است و من می‌شنوم که مردم تصمیمات سال نو خود را می‌گیرند. من همیشه به این فکر کرده ام که چرا وقتی احساس می کنند باید چیزی را تغییر دهند که باعث نارضایتی آنها می شود، این تغییرات را انجام نمی دهند. و مهمتر از آن، چرا آنها به قطعنامه نیاز دارند؟ چرا وقتی متوجه می شوند چه چیزی مانع خوشبختی آنها شده است، این کار را انجام نمی دهند؟

و نکته عجیب این است که آنها ممکن است چندین ماه برای شروع سال منتظر بمانند تا کاری را که می خواهند انجام دهند، و سپس چند ماه بعد، اگر اصلاً اینقدر طول بکشد، به حالت قبلی خود بازگردند. راه ها.

اگر می خواهید رژیم بگیرید منطقی است که قبل از پایان سال تمام غذاهای ممنوعه را مصرف کنید تا بتوانید رژیم را از اول ژانویه شروع کنید. و بسیاری از مردم دقیقاً این کار را انجام می‌دهند، و وقتی سوم ژانویه فرا می‌رسد، آنقدر احساس محرومیت می‌کنند که بیرون می‌روند و تمام خوراک چاق‌کننده‌ای را که می‌توانند به دستشان بیاورند، می‌خرند.

در مورد سیگار هم همینطور. هنگامی که سعی می کنند سیگار را ترک کنند، اغلب به سرفه های زنجیره ای سیگار می کشند، گویی که خاطره آن سرفه میل به سیگار دیگری را خاموش می کند. البته که نه. پس از یک روز استراحت ریه ها، هوس شدیدتر از قبل می شود.

اینها قطعنامه های آشکاری است که مردم اتخاذ می کنند. موارد کمتر آشکار در مورد عادات خرج کردن یا به روز نگه داشتن سوابق آنهاست. هیچ کس نمی تواند این عادات را ببیند تا از چشمان کنجکاو پنهان بماند، و اگر به مردم نگویید تصمیم خود را می گیرید تا در حد توان خود خرج کنید و نه یک سکه بیشتر، هیچ کس عاقل تر نخواهد بود.

سپس افرادی هستند که در زمان مالیات غرق می شوند و هر سال تصمیم می گیرند سوابق خود را به روز نگه دارند تا بتوانند همه چیز را به حسابدار خود بسپارند یا مالیات خود را قبل از تاریخ تشکیل پرونده انجام دهند. اما آیا آنها؟ شاید برای یک یا دو ماه، اما پس از آن به حالت عادی بازگشته است و با نزدیک شدن به 15 آوریل، بسیار استرس دارم.

من روانشناسی را درک می کنم که می خواهید سال جدید را تازه شروع کنید، اما اگر هر سال شروع به ناامید کردن خود نکنید، خوشحال تر خواهید بود.

توسط Connie H. Deutsch