لذت های گناهکار ما

همه یک یا دو لذت گناه دارند. بعضی ها حتی بیش از یک یا دو لذت گناه دارند، اما من هرگز کسی را ندیده ام که حداقل یک لذت گناه را نداشته باشد، حتی اگر فقط به آن فکر کرده باشد.

برای من قبلاً بستنی هات فاج شکلاتی بود. آه، بله، هنوز آن روزها را به یاد می آورم که خامه فرم گرفته روی فاج غلیظ و داغ انباشته می شد و آجیل ها روی کوهی از خامه فرم گرفته می نشستند. در موارد نادری موز تقسیم شده بود، اما من هنوز باید فاج داغ و خامه فرم گرفته را روی بستنی می گذاشتم و مقداری آجیل روی همه آن می پاشیدم.

من طرفدار زیاد گیلاس ماراسکینو نبودم، اما اگر تنها بودم، به هر حال آن را می خوردم. اگر با دوستم بودم به دوستم می دادم. فقط با فکر کردن به آن گل های آفتابی آب دهانم می آید. من دیگر آنها را ندارم اما با فکر کردن به آنها تقریباً احساس گناه می کنم.

لذت های گناهکار اشکال مختلفی دارد. زمانی که باید کار کنید ممکن است دیر بخوابید. یا ممکن است خیلی سریع رانندگی کنید زیرا شما احساس سرعت زیاد را دوست دارید و دعا می کنید که پلیس جلوی شما را نگیرد. همچنین ممکن است برای یک آخر هفته از بین برود، زیرا شما احساس گیجی می کنید، و از والدین خود می خواهید که بچه ها را برای چند روز نگه دارند. همچنین زمانی که قبض آب شما خیلی زیاد است یا زمانی که خشکسالی وجود دارد، می تواند دوش آب گرم و طولانی بگیرید.

هر کس باید یک لذت گناه آلود داشته باشد که هر چند وقت یکبار در آن افراط می کند. بدون اینکه شما را به دردسر بیاندازد، رگه های سرکش را ارضا می کند.

البته، مانند همه لذت‌های گناه‌آمیز، آن‌ها فقط باید زمانی استفاده شوند که واقعاً نیاز دارید که خود را افراط کنید. اگر به صورت روزانه استفاده شود، نه حس خاصی دارد و نه احساس بدی خاصی خواهید داشت. و البته، اگر می‌خواهید در یک لذت گناه‌آمیز غرق شوید، باید حداقل کمی احساس بدی داشته باشید.

من عادت بدی را که از خوردن یک بستنی شکلاتی داغ به من دست داد، دوست داشتم، زیرا می‌دانستم که باید در بقیه هفته رژیم غذایی سختی بگیرم. البته، اگر لباس‌هایم کمی تنگ بود، باید تصمیم می‌گرفتم که آیا بد بودن ارزش این را دارد که در یک مستعمره برهنگی زندگی کنم یا برهنه در جنگل بدوم تا آن‌قدر وزن کم کنم که بتوانم لباس‌هایم را بپوشم.