مطالعات علمی در مورد غذا چیزی را ثابت نمی کند

من فقط یک مقاله خواندم که باعث شد لبخند بزنم. با افزایش سن، نه تنها بینایی و شنوایی خود را از دست می دهید، بلکه حس چشایی خود را نیز از دست می دهید. در ادامه می‌گوید اولین چیزی که از دست می‌دهیم حس شیرینی و شوری است.

پرهای گاو نر! بدیهی است که این نویسنده نه خانه من و نه خانه پدر و مادر یا پدربزرگ و مادربزرگم را دیده است.

من هرگز به غذاهای شور علاقه خاصی نداشته ام، بنابراین شما نمی توانید این را به من ثابت کنید. و من نمی توانم به یاد داشته باشم که کسی در خانواده من عاشق غذاهای شور باشد، بنابراین شما نمی توانید این نظریه را از طریق آنها نیز اثبات کنید. اما غذاهای شیرین؟ اوه بله!

وقتی مادرم شصت و پنج ساله شد، در سراسر کشور حرکت کرد تا نزدیک من باشد و تقریباً تا سالگرد مرگش، هر شب ساعت 23:00 شب پشت درب خانه منتظر من بود، دمنوش های داغ ما آماده بود و آماده برای اقدام و منظورم هر شب است، نه فقط یک بار در هفته یا از روی هوس، بلکه هر شب.

رستورانی بود که هیچ وقت تعطیل نشد و حتی میز ما را آماده کرده بودند و در حوالی ساعت 11:15 شب منتظرمان بودند. یادم می‌آید که بعد از مرگ او گیج شدم، به ساعتم نگاه کردم و می‌دانستم که شریک جرم و جنایت بستنی داغ من دیگر هرگز با من نخواهد آمد.

و حالا این مقاله می گوید که وقتی پنجاه ساله می شویم آن حس چشایی را از دست می دهیم. من دوست دارم با همان افراد مصاحبه کنم زیرا تعجب می کنم که این افراد واقعا چقدر زنده بودند زیرا هیچ یک از ما هرگز این حس چشایی را از دست نداده ایم. ای کاش این طعم شیرینی را از دست داده بودم، اما هرگز اینطور نشد. حتی برای هیچ کس در خانواده من اتفاق نیفتاده است.

شاید نویسنده متحیر بود که مردم پس از اینکه پزشک آنها را تحت رژیم غذایی محدود قرار داد و به آنها گفت که دیگر آنها را نخورند، ذائقه خود را نسبت به چیزهای شیرین از دست دادند. اما آیا این با این فکر که از آن خسته شده اید و وقتی آن را می خورید، دیگر مزه آن عالی نیست تفاوت زیادی ندارد؟

هر کریسمس به خودم اجازه می دهم دسر بخورم. کریسمس گذشته با هوس یک تکه کیک شکلاتی غنی با فاج داغ، شربت شکلات و بستنی از خواب بیدار شدم. میدونی چیه؟ رستورانی پیدا کردم که آن روز باز بود و دیدم این دسر در منو بود.

تقریباً ای کاش می توانستم بگویم که انتظاراتم را برآورده نکرد و خاطراتم بهتر از واقعیت بود. اما اصلاً اینطور نبود. دسر تمام چیزی بود که انتظار داشتم و هر چیزی که به یاد داشتم. و علاوه بر این، اگر کریسمس آینده هنوز رستوران باز باشد و هنوز در منو باشد، دوباره آن را سفارش خواهم داد.

خیلی برای سالمندانی که ذائقه خود را برای غذاهای شیرین از دست می دهند!! مزخرف!! اگر کریسمس آینده هنوز اینجا باشم و این رستوران هنوز باز است و این دسر را سرو می‌کند، احتمالاً اول آن و سپس شامم را دقیقاً به همان ترتیب سفارش می‌دهم. من هم احتمالاً در تمام طول سال رویای آن را خواهم دید و آن را به عنوان اولین دوره ام قورت خواهم داد.