چگونه یک رژیم غذایی ذهنی می تواند تفکر شما را سازماندهی کند و زندگی شما را بهبود بخشد

گفتگوی منفی یا محدود کننده با خود را مجدداً تنظیم کنید

می خواهم ایده ای را به شما معرفی کنم که ممکن است زندگی شما را بهبود بخشد. می دانم که دارم ادعای بزرگی می کنم که ممکن است در ابتدا غیر واقعی به نظر برسد. تنها چیزی که من می خواهم این است که مقاله را بخوانید و آنچه را که من شرح داده ام را حداقل برای هفت روز تمرین کنید. این تعهد شما برای آزمایش این است که آیا این ایده کار می کند یا خیر. این کلمات را به سادگی نخوانید و بدون اقدام به زندگی روزمره خود ادامه دهید. بالاخره من خواهان تعهد هفت روزه هستم که پتانسیل بهبود زندگی شما را دارد. فقط شما می دانید که آیا این تمرین برای شما مفید است یا خیر. آیا می توانید این تعهد را انجام دهید و یک جهش ایمانی داشته باشید؟ اگر چنین است، ادامه مطلب را بخوانید.

می‌خواهم از شما بپرسم: آیا اغلب در طول روز درگیر گفتگوهای درونی با خودتان در مورد افراد یا شرایط دیگر هستید؟ به عنوان مثال، اگر با شریک زندگی، هم اتاقی، همکار، رئیس یا هر شخص دیگری مشاجره داشتید، آیا آن مکالمه را در ذهن خود تکرار می کنید؟ آیا در مورد عزت نفس، شغل، سلامت، امور مالی یا هر چیز دیگری گفتگوهای درونی دارید؟ در اینجا منظور من از خودگویی است. گفتگوهای درونی که با خود در مورد تجربیات منفی داریم. این مکالمات واقعیت ما را همانطور که می دانیم ایجاد می کند. بیشتر مردم می خواهند زندگی هدفمندی داشته باشند. شاید بخواهید رابطه بهتری را جذب کنید یا شغل، سلامت یا امور مالی خود را بهبود بخشید؟ شاید شما شکست ها و شکست های مکرر را تجربه کرده اید؟

این تجربه من است که گفتگوهای درونی ما شرایط زندگی ما را ایجاد می کند. اگر به قانون جذب اعتقاد دارید، باید در مورد آنچه در مورد آن فکر می کنید عمدی باشید. به همین دلیل، من از شما دعوت می کنم که به مدت هفت روز یک رژیم غذایی ذهنی داشته باشید و هر تغییری را که در آن زمان رخ می دهد، مشاهده کنید. اجازه دهید منظورم از رژیم غذایی ذهنی را تعریف کنم، زیرا این مهم است. رژیم غذایی ذهنی به معنای اصلاح و یا محدود کردن صحبت های منفی با خود است. این شامل اجتناب از اخبار منفی و رسانه های اجتماعی است. این به معنای اجتناب از هر چیزی است که بر سلامت روانی شما تأثیر منفی می گذارد. به عنوان مثال، اگر می خواهید در یک رابطه عاشقانه باشید و به آهنگ های عاشقانه غمگین گوش می دهید. بس کن! این می تواند ضمیر ناخودآگاه شما را تحت تاثیر قرار دهد و واقعیتی را ایجاد کند که شما نمی خواهید.

آنچه من در اینجا پیشنهاد می کنم مفهوم جدیدی نیست، در واقع توسط نویسندگان New Thought مانند نویل گودارد، امت فاکس و دکتر جوزف مورفی آموزش داده شده است. فرض در اینجا این است که کائنات مکالمات شما را با خودتان استراق سمع می کند و واقعیت شما را پیرامون آن ایجاد می کند. خودگویی منفی در مورد دیگران اعتیاد آور است و ما می توانیم در این چرخه گیر کنیم زیرا احساس خوبی دارد. بنابراین، اگر با شریک زندگی خود مشاجره داشتید، ممکن است مکالمه را دوباره پخش کنید و بخشی از ذهن خود را به او بدهید (ببخشید جناس). شما هر روز مکالمه را تکرار می کنید، فقط متوجه می شوید که رابطه شما بهبود نمی یابد. بدتر میشود. این به این دلیل است که ما این شرایط را ایجاد می کنیم. غافل از اینکه مکالمات درونی ما واقعیت ما را حول آن می سازد. نویل گدارد نویسنده اندیشه جدید آمریکایی نوشت: “همه چیز جلوه ای از مکالمات ذهنی است که بدون آگاهی از آنها در ما جریان دارد. اما به عنوان موجودات متمدن، باید از آنها آگاه شویم و با هدف عمل کنیم.” آیا شما تاکنون با من بودید؟ آیا حاضرید بپذیرید که آنچه به آن فکر می کنید پتانسیل ایجاد واقعیت شما را دارد؟

واقعیت خود را همانطور که دوست دارید بسازید

به همین ترتیب، از طریق خود گفتاری، ممکن است بی دلیل در یک روحیه بد قرار بگیریم. آیا این چیزی است که شما تجربه کرده اید؟ من می دانم که دارم. متوجه شدم صحبت های درونی من این حالات بد را ایجاد می کند. انگار از لحاظ فیزیکی با این شخص در حال تعامل بودم اما در ذهنم، که به خلق و خوی بد من کمک کرد. وقتی این گفتگوهای درونی را متوقف کردم، شرایطم به طرز چشمگیری تغییر کرد. پیشنهاد من این است که تا هفت روز آینده یک دفتر خاطرات داشته باشید یا یک برنامه ردیاب عادت را در تلفن خود دانلود کنید و مکالمات درونی منفی خود را دنبال کنید.

  1. اگر یک فکر منفی ظاهر شد، به سادگی به ذهن خود بگویید، توقف کنید!

  2. از ذهن خود تشکر کنید (بگویید: “متشکرم ذهن، من خوب هستم” و توجه خود را به لحظه حال برگردانید).

  3. افکار خود را با گفتن این جمله مشاهده کنید: “من متوجه شدم که دارم فکری را تجربه می کنم که…

  4. به افکار خود برچسب بزنید (مثلاً مفید نیست، قضاوت، ترس، نگرانی). شما همچنین می توانید این کار را با احساسات انجام دهید (به عنوان مثال، اینجا احساس گناه است).

با این تمرین هوشیار باشید زیرا افکار منفی که هفته ها، ماه ها یا حتی سال ها تکرار کرده اید به خودی خود فروکش نمی کنند. این نیاز به تغییر توجه و شکستن چرخه تفکر منفی دارد. این فرآیند Defusion شناختی نامیده می شود، که یک تمرین CBT برای جدا کردن ذهن از افکار دشوار است. هنگامی که چهار مرحله را طی کردید، ایجاد افکار قدرتمند برای پر کردن فضای آن مهم است. بنابراین، اگر مشاجره‌ای را با شریکتان تکرار می‌کنید، مراحل بالا را طی کنید و با گفتگوی دلپذیر با آن‌ها، تعامل را تصور یا اصلاح کنید. راه خود را در تعامل احساس کنید و آن را تکرار کنید، بنابراین طعم واقعی بودن را به خود می گیرد. فایده واقعی تمرین این است که ضمیر ناخودآگاه خود را آماده می کنید تا واقعیتی را همانطور که می خواهید جذب کنید.

من از شما دعوت می کنم که حداقل هفت روز این تمرین را انجام دهید و ارزیابی کنید که آیا این تمرین تبدیل به یک عادت مادام العمر می شود یا خیر. اگر علاقه مند به کسب اطلاعات بیشتر در مورد این ایده هستید، من شما را تشویق می کنم که به صورت آنلاین برای «گفتگوی درونی» توسط نویل گودارد یا امت فاکس جستجو کنید. به همین ترتیب، من از شما می‌خواهم که کتاب محبوب روان‌شناس انگیزشی دکتر دکتر را بخوانید. شاد هلمستتر زنگ زد وقتی با خود صحبت می کنید چه باید گفت. می دانم آنچه در اینجا پیشنهاد می کنم ممکن است غیرممکن به نظر برسد، اما با قدم های کوچک، می توانید گفتگوی درونی خود را تغییر دهید و بر زندگی خود برای بهتر شدن تأثیر بگذارید. از هفت روز شروع کنید و افکار خود را مشاهده کنید، سپس در پایان آن دوره وضعیت را ارزیابی کنید. به هر حال، آنچه به آن فکر می کنیم، به ارمغان می آوریم، و یک رژیم غذایی ذهنی راهی موثر برای سازماندهی مجدد تفکر و بهبود زندگی شما است.