کیفیت به جای برابری!

«به همین دلیل سعی کنید مهربانی… دانش… خویشتن داری… استقامت… خداپرستی… مهربانی برادرانه را به ایمان خود بیفزایید. [and] عشق. زیرا از آنجایی که این خصوصیات را به میزان فزاینده ای دارید، آنها شما را از بی اثر بودن و بی نتیجه بودن در شناخت خداوند ما عیسی مسیح باز می دارند.» (دوم پطرس 1: 5-8).

دیتریش بونهوفر که اندکی قبل از تهاجم متفقین توسط نازی‌ها به زندان افتاد و سپس کشته شد، در نامه‌ها و اوراق خود از زندان می‌گوید: «اشرافیت از طریق فداکاری، شجاعت و احساس وظیفه آشکار نسبت به خود و جامعه به وجود می‌آید. توقع احترام لازم را برای خود دارد؛ و به همان اندازه احترام طبیعی را برای دیگران نشان می دهد، چه در درجه بالاتر یا پایین تر.

«ما باید آگاهی از دست رفته کیفیت را در سراسر صفحه و یک نظم اجتماعی مبتنی بر کیفیت دوباره به دست آوریم. کیفیت بزرگترین دشمن هر نوع فرقه تسطیح انبوه “ستاره” است، نگاهی باز به بالا و پایین، به ویژه هنگام انتخاب دوستان نزدیکتر، و لذت بردن از زندگی خصوصی و شجاعت در زندگی عمومی.

“از نظر فرهنگی، بازگشت از روزنامه و رادیو به کتاب، از فعالیت تب‌آلود به اوقات فراغت، از حواس‌پرتی به تمرکز، از هیجان‌گرایی به تأمل، از فضیلت‌گرایی به هنر، از فحاشی به فروتنی، از اسراف به اعتدال نشان می‌دهد. مقادیر رقابتی است. ، کیفیت ها مکمل یکدیگر هستند.”

توجه داشته باشید که دکتر بونهوفر گفت کیفیت نه برابری! ما آنقدر به برابری، یعنی به حقوق خود اهمیت می دهیم، که فضیلت کیفیتی را که ما را قادر می سازد برابری واقعی داشته باشیم، از دست می دهیم. در تلاشمان برای یکسان کردن همه گلها، تمایل داریم شکوفه های زیباتر را قطع کنیم! برابری راهی برای از بین بردن ارزش دارد. من متقاعد شده‌ام که هر کودکی که در این روزهای «انتخاب» به دنیا بیاید، دارای ویژگی‌های خاص خود است و تنها او می‌تواند مسئولیت معینی را که برای آن فرزند به روی زمین فرستاده شده است، انجام دهد. به همین دلیل است که هر کودکی بسیار ارزشمند است! بنابراین باید تمام فضایلی را که زندگی ما و دیگران را شایسته و باارزش می کند به ایمان خود بیافزاییم.